میلیونر آسوپاس (دنی بویل) از خیلی نظرها فیلمی استثناییست. هرگز تصور نمیکردم بشود به کمک عناصری از فیلمهای سخیف هندی چنین فیلم آبرومندانهای ساخت. ژانر فیلم اکشن/ملودرام، ریتمش سریع، تکنیکش بسیار قابل توجه و لحنش کاملاً دوپهلوست. اکسپرسیونیسمِ حاکم بر فیلم با اینکه متاثر از فیلمهای هندیست ولی یکدست است و رئالیسمش آدم را یاد فضای فیلمهای معاصر آمریکای لاتین (مثلاً شهر خدا) میاندازد. بویل از شلوغیِ بمبئی و لوکیشنهای نابش برای غنیکردنِ پسزمینهها استفاده کرده و حضور بازیگران هندی (یا هندیالاصل) در نقشهای اصلی به آن اصالتی داده که آن را از نمونههایی مثل گاندی یا گذری به هند کاملاً جدا میکند، بازیهایی که بیشک تاکنون از هندیها دیده نشده. فشردهکردنِ داستانی بسیار طولانی (سرگذشتوار) در یک ضربالاجل 24 ساعته به لطف فلاشبک ترفند تضمینشدهایست: قصة آشنای دو برادر که در فقر بزرگ میشوند و به چنگ قاچاقچیان انسان میافتند، مسیرهای جداگانهای را در پیش میگیرند و دستآخر سرنوشتشان به هم گره میخورد؛ رویای پولدارشدن، عشق اسطورهای، بازی سرنوشت. فیلم حتی از گولزدنِ تماشاگر هم ابایی ندارد، بااینحال مرز جدیشدنِ چنین فیلمی در یک کلمه خلاصه میشود: «بازی». و اینجا خیلی زود میفهمیم همهچیز شبیه بازیست و اگر این بازی پستمدرنیستی با سخیفترین عناصری که به یاد میآوریم (سنتِ فیلمهندی) قابل قبول از آب درآمده به معجزه شبیه است. بویل حتی در تیتراژ پایانی ابایی ندارد که یک رقص تیپیکِ بالیوودی را هم (شاید به رسم پیشکش) تحویل تماشاگر هندیاش دهد؛ رقصی که برای منی که مثل خیلیها همیشه از فیلمهندی (حتی نمونههای روشنفکرانهاش) متنفر بودهام با لبخند همراه خواهد بود! جایزه گلدنگلاب احتمالاً نوید موفقیتهای بعدیست.
(عنوان «میلیونر آس و پاس» طبعاْ نسبت به «زاغه سگ میلیونر» عنوان درستتری به نظر میرسد!)
نمونهای از کاتهای هوشمندانه فیلم:



همان شگرد، نمونهای دیگر:





نمونههایی از کمپوزیسیونهای اریب فیلم، متناسب با کادر عریض اسکوپ:


